هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام/ اشک ها پنهان ش
هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام/ اشک ها پنهان شده در خنده پوشالی ام نردبان هر کس و ناکس شدم اما چه سود؟ دار قالی هستم و حالا جدا از قالی ام خوب فهمیدم که خوش بودند از غمهای من/ آن رفیقانی که غمگینند از خوشحالی ام دیگر آن چاقوی دست نارفیقان نیستم/ خسته از دیروزهای خونی و جنجالی ام مثل نعل اسب ها در زیر پا افتاده ام/ با همه افتادگی تندیس خوش اقبالی ام غرق خواهد شد کسی که سخت"من ، من" میکند/ بطری بر روی آبم چون که از خود خالی ام
- ۹۳۳
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط