{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا را دوست داشتی ....

دریا را دوست داشتی ....
سنگ جمع می کردی در ساحل گفتم : بانو ! مگر
چه می خواهی بسازی که این همه سنگ می خواهد ….؟
گفتی: میسازم... خیال دارم دنیایی بسازم برایت! دنیا که هیچ!
بادلم هم نساختی بانو... حالا که دلم شکسته است میفهمم جمع کردن آنهمه سنگ بی دلیل نبود...
دیدگاه ها (۵)

#چند پارتیوقتی پسش میزنیمنشیت صدات زد و باعث شد از فکر و خیا...

اعتیاد من بهت.

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁵روز بعد، دکو همه رو برای نهار توی مدرس...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط