دریا را دوست داشتی ....
دریا را دوست داشتی ....
سنگ جمع می کردی در ساحل گفتم : بانو ! مگر
چه می خواهی بسازی که این همه سنگ می خواهد ….؟
گفتی: میسازم... خیال دارم دنیایی بسازم برایت! دنیا که هیچ!
بادلم هم نساختی بانو... حالا که دلم شکسته است میفهمم جمع کردن آنهمه سنگ بی دلیل نبود...
سنگ جمع می کردی در ساحل گفتم : بانو ! مگر
چه می خواهی بسازی که این همه سنگ می خواهد ….؟
گفتی: میسازم... خیال دارم دنیایی بسازم برایت! دنیا که هیچ!
بادلم هم نساختی بانو... حالا که دلم شکسته است میفهمم جمع کردن آنهمه سنگ بی دلیل نبود...
- ۲۱۱
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط