{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HIDDEN LOVE

HIDDEN LOVE
part6
ویو بورام:یهو یه چیزی نوک پام حس کردم دیدم یه چیز پشمالو هست عه یه گربه بود اخه اینجا چیکار میکرد اینجا انسان هم نمیتونه زنده بمونه چه برسه به حیوان

۴ساعت بعد
بدنم داشت ضعف میکرد ولی هیچ خبری نبود نکنه منو هم مثل این گربه حیون فرض میکنن؟؟
از طرفی به عادت ماهیانه ام نزدیک بود درد داشتم
صدا های زیادی از بیرون می اومد یعنی چه خبره؟؟
ویو جونگکوک:امروز قراره همه مافیا ها اینجا باشن و خانواده اشون‌ همه اونجا بودن
خاله جونگکوک:یون سوک کو؟
جونگکوک:نمیدونم بذار برم ببینم کو
رفتم اتاقش ولی خبری ازش نبود داشتم میرفتم که چشمم خورد به پوشه
اون...اون پوشه من نبود برا قرار داد؟؟
رفتم باز کردم دیدم همه چیش اونجا هستش

داشتم برمیگشتم دیدم سوجین اومد
یون سوک:کوک توضیح میدم
کوک:اسم منو به دهن کثیفت نیار(بلند)
یون سوک:اون جوری که فکر میکنی نیست
(جونگکوک رفت سمتش موهاش رو گرفت) 《 آخیش دلم خنک شد😙👌》
جونگکوک:پس چجوریه هانننن
تو فهمیده بودی که دوسش دارم برا همین این کارو انجام دادییی(داد)
یون سوک:چرا هر کاری که میکنم به چشمت نمیاد(بلند)
جونگکوک:هه.....
بچه ها میخوام زودتر تموم شه
میخوام از تهیونگ هم فیک بذارم
ولی حمایت کنین اگه نشه فیک نمی نویسم
ماچ بهتون😙😙
دیدگاه ها (۷)

HIDDEN LOVEpart۷جونگکوک:هه دزدین ورقه های قرار داد انداختن ب...

HIDDEN LOVEPart8ویو جونگکوک:بدو بدو رفتم سمت زیر زمین لعنتی ...

#لاس

HIDDEN LOVE part2یون سوک:اون کاغذ قرار داد رو دزدیدهجونگکوک:...

پایانی بی آغازp3ویو آدم ربا:داشتم همینجور دنبالش میدویدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط