nife Dead
nife Dead
Part 65
ات: هر کس جایی من باش دست به فرار میزنه ..... چون برای اینکه بیشتر با دخترک کلکل کنه زود با اخم الکی گفت
جونکوک: تویی که منو تهدید کردی که له ام میکنی وا
ات: مرد حسابی چی داری میگی تو این چه ربطی داره
جونکوک دوباره حالت لم دادن گرفت و شکلات کارامل ای رو از تو جای کاغذی اش بیرون آورد و بعد از مزه کردنش با دهن پر گفت
جونکوک: ترسو کوچولو
ات: من ترسو نیستم خودتی
جونکوک: فراری خجالتی
دخترک اخم تر قدمی سمته مبل برداشت و جلوش ایستاد
ات: کی گفت کن خجالتی هستم
جونکوک نیشخندی زد و به خودش اشاره کرد
جونکوک: این جنابعالی .. خوشتیپ ... خوش هیکل ... جذاب دخترک کش کاریزماتیک...
دخترک وسط حرفش پرید
ات: جونکووووووک
جونکوک: بیادب تو حرف آدم نباید به پری
ات: خفشوو داری دیگه عصبانیم میکنی
جونکوک صاف نشست و با حالت شوکه بودن ساختگی دستش را گذاشته روی دهنش و گفت
جونکوک: هااااا چی داری میگی ..... عصبانی ... واااا
دخترک با پاش به پای جونکوک ضربه محکمی زد و جونکوک از شدت درد آخی گفت و پاش را میان دست هایش گرفت
جونکوک: مگه مرز داری.... ایش
ات؛ این ادا ها چیه از خودت در میاری خوشم نمیاد
جونکوک پاش را رها کرد و زود مچ دستش را گرفت و سمته خودش کشاند با دراز کشیدن روی مبل حالا دخترک درست رو تنش دراز کشیده بود ..... با حالت چشم های درشت زود گفت
ات؛ هی ولم کنننن
جونکوک: ایش ... آنقدر تکون نخور
ات: هی دیونه اگه کسی ببینه چی ولم کن
جونکوک: مست تو هستم دختر
دخترک دست از تقلا کردن برداشت و کمی صورتش را روی گردن پسرک بیرون کشید و گفت
ات: مست! .... الان یه شرابی بدم بهت تا مست شی
محکم با زانو اش رویه زانو جونکوک زد ولی برخلاف میلش این جونکوک بود که هر دو پاهای دخترک رو میان پاهایش سفت اسیر گرفت این حرکتش باعث تپش وسط پاهای دخترک میشد
ات: ولم.. کن زود
جونکوک محکم چنگی به پهلو لخت دخترک زد و گفت
جونکوک: دیونه نشو اینقدر تکون نخور ناسلامتی ببین کجا دراز کشیدی
دخترک ابرو بالا انداخت و چهره مظلومی گرفتو
ات : آخه.. الاهییی بمیرم برات آخه تو چرا اینقدر عوضی و لاشی هستی هاااا .... ولم کننننننن
جونکوک با چشم های گردش خیره شد و شوکه گفت
جونکوک: واییییییییییی کرم کردی زن
این بار با حالت التماس چشم دوخته بهش
ات: ترو خدا ولم کن زشته اگه یکی ببینه ولم کنننن دیگه مگه کری
جونکوک زود بوسی رو لب های دخترک کاشت و دست هایش را از روی پهلو های لخت دخترک برداشت و اون هم زود از روش بلند شد
ات: ایششش
Part 65
ات: هر کس جایی من باش دست به فرار میزنه ..... چون برای اینکه بیشتر با دخترک کلکل کنه زود با اخم الکی گفت
جونکوک: تویی که منو تهدید کردی که له ام میکنی وا
ات: مرد حسابی چی داری میگی تو این چه ربطی داره
جونکوک دوباره حالت لم دادن گرفت و شکلات کارامل ای رو از تو جای کاغذی اش بیرون آورد و بعد از مزه کردنش با دهن پر گفت
جونکوک: ترسو کوچولو
ات: من ترسو نیستم خودتی
جونکوک: فراری خجالتی
دخترک اخم تر قدمی سمته مبل برداشت و جلوش ایستاد
ات: کی گفت کن خجالتی هستم
جونکوک نیشخندی زد و به خودش اشاره کرد
جونکوک: این جنابعالی .. خوشتیپ ... خوش هیکل ... جذاب دخترک کش کاریزماتیک...
دخترک وسط حرفش پرید
ات: جونکووووووک
جونکوک: بیادب تو حرف آدم نباید به پری
ات: خفشوو داری دیگه عصبانیم میکنی
جونکوک صاف نشست و با حالت شوکه بودن ساختگی دستش را گذاشته روی دهنش و گفت
جونکوک: هااااا چی داری میگی ..... عصبانی ... واااا
دخترک با پاش به پای جونکوک ضربه محکمی زد و جونکوک از شدت درد آخی گفت و پاش را میان دست هایش گرفت
جونکوک: مگه مرز داری.... ایش
ات؛ این ادا ها چیه از خودت در میاری خوشم نمیاد
جونکوک پاش را رها کرد و زود مچ دستش را گرفت و سمته خودش کشاند با دراز کشیدن روی مبل حالا دخترک درست رو تنش دراز کشیده بود ..... با حالت چشم های درشت زود گفت
ات؛ هی ولم کنننن
جونکوک: ایش ... آنقدر تکون نخور
ات: هی دیونه اگه کسی ببینه چی ولم کن
جونکوک: مست تو هستم دختر
دخترک دست از تقلا کردن برداشت و کمی صورتش را روی گردن پسرک بیرون کشید و گفت
ات: مست! .... الان یه شرابی بدم بهت تا مست شی
محکم با زانو اش رویه زانو جونکوک زد ولی برخلاف میلش این جونکوک بود که هر دو پاهای دخترک رو میان پاهایش سفت اسیر گرفت این حرکتش باعث تپش وسط پاهای دخترک میشد
ات: ولم.. کن زود
جونکوک محکم چنگی به پهلو لخت دخترک زد و گفت
جونکوک: دیونه نشو اینقدر تکون نخور ناسلامتی ببین کجا دراز کشیدی
دخترک ابرو بالا انداخت و چهره مظلومی گرفتو
ات : آخه.. الاهییی بمیرم برات آخه تو چرا اینقدر عوضی و لاشی هستی هاااا .... ولم کننننننن
جونکوک با چشم های گردش خیره شد و شوکه گفت
جونکوک: واییییییییییی کرم کردی زن
این بار با حالت التماس چشم دوخته بهش
ات: ترو خدا ولم کن زشته اگه یکی ببینه ولم کنننن دیگه مگه کری
جونکوک زود بوسی رو لب های دخترک کاشت و دست هایش را از روی پهلو های لخت دخترک برداشت و اون هم زود از روش بلند شد
ات: ایششش
- ۲۱.۶k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط