انتقام خونین
انتقام خونین
پارت۶
وی:یاخ....
خدااااااااا این چه سر ووضعیه
&وا مگه چیه
یونگی:چقدر خونننننننننن روی صورتته
&دعوا کردم😁
جیمین:خطرناک داری میشی
&دارم میشم نو هستم😏
کوک:برو صورتت رو با شامپو بشور
یونگی:حموم نری ها
&وا چرااااا
یونگی:بچه مریضی پوستی میگیری هرروز حموم هر ساعت حموم
&خب باشه حالا
(رومینا رفت حموم و لباس مجلسی پوشید اومدپایین که دستش باند بود)
کوک :می خوای چیکار کنی ؟؟؟
&زنگ زدم دوستم بیاد جشن داریم
یونگی:ساعت شیش بعد از ظهر
&اره
جیهوپ:مناسبتیه
&اره چطور مگه؟؟
جیمین:نمی دونستم
&روز دخترههههععععهههه
کوک:اومای گاددددد
یونگی :ععععع(ناراحت )
&چته ؟؟؟
جیهوپ:راسته که تو دورگه ایرانی وفرانسوی هستی
&اره
کوک:پس چطوری اینقدر خوب کره ای بلدی؟؟؟
&من وقتی پنج سالم بود اومدیم اینجا برای همین
خودم فرانسه به دنیا اومدم
یک سالگی تا پنج سالگی هم ایران بودیم
جیمین:اوهوم
(رومینا داشت وسایل هارو می چیدو حرف میزد که زنگ دررو زدن رفت سمت در وبازش کرد)
&به به پرنسس خانوم روزت مبارکککککک
نازنین:مرسی همچنین(ایشونم یه لباس مجلسی پوشیده بود)عکسارو میزارم
&خب خب بزار ببینم پشت کیه (طرف یه دسته گل لیلیوم گرفته بود روی صورتش)اووو آنجلو
(شخصیت جدید🎉 مایک آنجلو دوست بچگی رومینا که فقط نازنین می شناستش و۲۰سالشه)
(یه بازیگر دورگه ای هستش چینی تایلندی نه توداستان توی واقعیت ) گفتم بیارمش توی داستان
شاید بعضی هاتون بشناسیدش عکسش رو میزارم
علامت انجلو@
@روزت مبارک کوچولو
&ممنون بیاید تو
اومدن تو که یو...........
(نازنین و رومینا آرایش هم کرده بودن)
پارت۶
وی:یاخ....
خدااااااااا این چه سر ووضعیه
&وا مگه چیه
یونگی:چقدر خونننننننننن روی صورتته
&دعوا کردم😁
جیمین:خطرناک داری میشی
&دارم میشم نو هستم😏
کوک:برو صورتت رو با شامپو بشور
یونگی:حموم نری ها
&وا چرااااا
یونگی:بچه مریضی پوستی میگیری هرروز حموم هر ساعت حموم
&خب باشه حالا
(رومینا رفت حموم و لباس مجلسی پوشید اومدپایین که دستش باند بود)
کوک :می خوای چیکار کنی ؟؟؟
&زنگ زدم دوستم بیاد جشن داریم
یونگی:ساعت شیش بعد از ظهر
&اره
جیهوپ:مناسبتیه
&اره چطور مگه؟؟
جیمین:نمی دونستم
&روز دخترههههععععهههه
کوک:اومای گاددددد
یونگی :ععععع(ناراحت )
&چته ؟؟؟
جیهوپ:راسته که تو دورگه ایرانی وفرانسوی هستی
&اره
کوک:پس چطوری اینقدر خوب کره ای بلدی؟؟؟
&من وقتی پنج سالم بود اومدیم اینجا برای همین
خودم فرانسه به دنیا اومدم
یک سالگی تا پنج سالگی هم ایران بودیم
جیمین:اوهوم
(رومینا داشت وسایل هارو می چیدو حرف میزد که زنگ دررو زدن رفت سمت در وبازش کرد)
&به به پرنسس خانوم روزت مبارکککککک
نازنین:مرسی همچنین(ایشونم یه لباس مجلسی پوشیده بود)عکسارو میزارم
&خب خب بزار ببینم پشت کیه (طرف یه دسته گل لیلیوم گرفته بود روی صورتش)اووو آنجلو
(شخصیت جدید🎉 مایک آنجلو دوست بچگی رومینا که فقط نازنین می شناستش و۲۰سالشه)
(یه بازیگر دورگه ای هستش چینی تایلندی نه توداستان توی واقعیت ) گفتم بیارمش توی داستان
شاید بعضی هاتون بشناسیدش عکسش رو میزارم
علامت انجلو@
@روزت مبارک کوچولو
&ممنون بیاید تو
اومدن تو که یو...........
(نازنین و رومینا آرایش هم کرده بودن)
- ۲۰۹
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط