{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیہ پوشیده ام امشب برایش

سیہ پوشیده ام امشب برایش

خودش نہ ڪہ، براے ردِ پایش

براے خاطراتےڪہ عذاب است
براے آنهمہ عڪس وصدایش

فراموشش بڪن ﺍے دﻝ

ڪہ من هم
سیہ پوشیدم از امشب برایش
دیدگاه ها (۱)

در بیابان خیالتخسته شد پای دلمشهر سرمست شداز عطر غزل های...

دلتنگی‌ درد نیست،جراحتی ‌ست در سینهریشه دوانده به روح و روان...

یکنفر از دور میخواند ،صدایش اشناستمثل من او هم از این دنیای ...

عصر ڪه میشهباید ڪنار ڪسی باشی ڪهتموم حواستو پرت خودش ڪردهیہ ...

خطر اسپویل

part10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط