{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیہ پوشیده ام امشب برایش

سیہ پوشیده ام امشب برایش

خودش نہ ڪہ، براے ردِ پایش

براے خاطراتےڪہ عذاب است
براے آنهمہ عڪس وصدایش

فراموشش بڪن ﺍے دﻝ

ڪہ من هم
سیہ پوشیدم از امشب برایش
دیدگاه ها (۱)

در بیابان خیالتخسته شد پای دلمشهر سرمست شداز عطر غزل های...

دلتنگی‌ درد نیست،جراحتی ‌ست در سینهریشه دوانده به روح و روان...

یکنفر از دور میخواند ،صدایش اشناستمثل من او هم از این دنیای ...

عصر ڪه میشهباید ڪنار ڪسی باشی ڪهتموم حواستو پرت خودش ڪردهیہ ...

نام رمان : قلب در تاریکی .

درود بهترینای من

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط