{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سر خط نوشتم اسمت را

از سر خط نوشتم اسمت را
تا ته خط ادامه‌ات دادم
باز یادم نبود دل کندی
یادم آمد، به گریه افتادم
باز هم آن سوال تکراری
چه شد از من دلت برید اصلا؟
تو چه گفتی که از تو برگشتم؟
من چه کردم دلت گرفت از من؟
کاش می‌شد به قبل برگردم
سرنوشتم عوض شود شاید
کاش تنها برای من بودی
تا جهان جای بهتری باشد...
دیدگاه ها (۴)

خبر نکرده می آید! بدون همهمه استبلای عشق همین است! بی مقدمه ...

اینجا کسی پناه به عاشق نمی دهدیک جرعه آب دست شقایق نمی دهدبا...

در فراقت مُردم اما، عشقت از جانم نرفتخسته از ایام بی تو، صبر...

ابری نشو، باران تو را دوست ندارم غمگینی چشمان تو را دوست ندا...

#novel_vampire ته ات ما با اون ها نمیریمات چرا ..ته ...یونا ...

#novel_vampireرسیدیم دانشگاه خواستم پیاده شمته صبر کن از این...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط