فکر می کنم
فکر می کنم
احمقانه ترین کارم این باشد
که گاهی خودم را فراموش می کنم..
آنقدر درگیر نقطه نظرات و عقاید و عواطف بقیه می شوم
آنقدر برای درک کردن نزدیک می شوم
که خودم را فراموش می کنم!
بعد مدتی می گذرد می بینم چیزی کم است
انگار چیزی را که می باید به همراه ندارم
جایی جا گذاشته ام؟
گم کردن خود آدم
یعنی فاتحه بقیه و خودت باهم!
یعنی بی تفاوتی
یعنی بی حوصله شدن و فکر کردن به اراجیفی که قبلتر مضحک بود!
چه بر سر آدم که نمی آید
وقتی پا از خودش بیرون می گذارد و فکر می کند می تواند دیگران را تجربه کند...
یکی نیست بگوید تو را چه به قلط اضافی
بمان در خودت بمان
جایی هم می روی غروب نشده برگرد
شب را با کسی نمان!
فاطمه اردکانی*
احمقانه ترین کارم این باشد
که گاهی خودم را فراموش می کنم..
آنقدر درگیر نقطه نظرات و عقاید و عواطف بقیه می شوم
آنقدر برای درک کردن نزدیک می شوم
که خودم را فراموش می کنم!
بعد مدتی می گذرد می بینم چیزی کم است
انگار چیزی را که می باید به همراه ندارم
جایی جا گذاشته ام؟
گم کردن خود آدم
یعنی فاتحه بقیه و خودت باهم!
یعنی بی تفاوتی
یعنی بی حوصله شدن و فکر کردن به اراجیفی که قبلتر مضحک بود!
چه بر سر آدم که نمی آید
وقتی پا از خودش بیرون می گذارد و فکر می کند می تواند دیگران را تجربه کند...
یکی نیست بگوید تو را چه به قلط اضافی
بمان در خودت بمان
جایی هم می روی غروب نشده برگرد
شب را با کسی نمان!
فاطمه اردکانی*
- ۵.۶k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط