Part5
Part5
sokot shab
+باشه پس من بهت خبر میدم که یه جا همو ببینیم، فعلا
_فعلا
ویو ات
یعنی میتونم دوباره باهاش باشم؟؟؟
ولی اگه دوباره بهم آسیب بزنه چی؟؟؟
رفتم خونه
یه پیام برام اومد که
ساعت هفت بیا به این آدرس........
رفتم
داشتم میرفتم جلو که دیدم پشت درخت صمیمی ترین دوستم داره با اکسم(جونگ کوک نیست) داره بهم خیانت میکنه.....
رفتم خونه
قرص های آرامبخشمو کامل خوردم
پنج دقیقه بعد
کم کم نفس کم آوردم
آروم تونیتم چشمامو باز کنم اولین شماره گوشیم مثل همیشه کوک بود....
زنگ زدم بهش
_ات ، سلامم
+کمک، کمک
_اتتتتت
_اتتت چیشدهههه
+کمک
_تو الان کجایییی
+خو...
سیاهی....
_اتتتت خونه ای صبر کن الان میام
ویو کوک
رفتم خونه ات
رمز در خونش چی بود؟؟؟
تارخ تولدش؟
نه
تارخ تولد من
نه
تاریخ...
تا....ریخ.....کات کردنمون؟؟
نه
وایسا
نکنه...
روزی...که .....همو....دیدیم؟؟؟
آره خودشه
رفتم داخل که دیدم
......
بدون شرط🥺🚫
sokot shab
+باشه پس من بهت خبر میدم که یه جا همو ببینیم، فعلا
_فعلا
ویو ات
یعنی میتونم دوباره باهاش باشم؟؟؟
ولی اگه دوباره بهم آسیب بزنه چی؟؟؟
رفتم خونه
یه پیام برام اومد که
ساعت هفت بیا به این آدرس........
رفتم
داشتم میرفتم جلو که دیدم پشت درخت صمیمی ترین دوستم داره با اکسم(جونگ کوک نیست) داره بهم خیانت میکنه.....
رفتم خونه
قرص های آرامبخشمو کامل خوردم
پنج دقیقه بعد
کم کم نفس کم آوردم
آروم تونیتم چشمامو باز کنم اولین شماره گوشیم مثل همیشه کوک بود....
زنگ زدم بهش
_ات ، سلامم
+کمک، کمک
_اتتتتت
_اتتت چیشدهههه
+کمک
_تو الان کجایییی
+خو...
سیاهی....
_اتتتت خونه ای صبر کن الان میام
ویو کوک
رفتم خونه ات
رمز در خونش چی بود؟؟؟
تارخ تولدش؟
نه
تارخ تولد من
نه
تاریخ...
تا....ریخ.....کات کردنمون؟؟
نه
وایسا
نکنه...
روزی...که .....همو....دیدیم؟؟؟
آره خودشه
رفتم داخل که دیدم
......
بدون شرط🥺🚫
۳.۷k
۰۲ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.