{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بمان خورشیدم

تو بمان خورشیدم
که تورا کم دارم
راه این روزنه بس تاریک است
پس این پرده توهم دارم
توکه اندوه مرا می دانی ؛
تو مرا می خوانی ؟

من از این فاصله ی کانونی
روز این روزنه را می بینم
که تو را می خوانم
دلم از گردش روزانه ی تو می ترسد
دل من سخت به اندیشه ی تو
محکوم است
... تو بمان خورشیدم ...
دیدگاه ها (۶)

پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز زیر بارون من چه دلتنگتم امر...

برای دَرکِ گیسویت ، دلم را شانه کُن امشب خودت ویرانه اش کردی...

دلم رفتن می خواهدبا خط سپید جادهو کوله باری همه شعرهرکجا خست...

تا به خود جنبیدم آن یار فریبا رفته بودمایه ی آرامشم مهتاب شب...

@ti_m_eدوستی ما وارد مرحله‌ی عمیق تری شده، حس می کنم مرا می ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط