من در نوستالیژی هایم

من در نوستالیژی هایم ...

با تو زندگی می کنم ...

تو در فکر اینده ای ...

که من شاید از آن ...

سهمی نداشته باشم ...

نه من از امروزهایم می برم ...

نه تو...

تو غرق در اینده ای ...

و بی تفاوت به امروزهایی ،

که همان اینده ای است ،

که دیروز به فکرش بودی...

من در دیروزهایم غرق هستم ...

که با تو بودم

و بی تفاوت به امروزهایم...

گاهی باید یاد گرفت ...

همـیشه دلی که بـرایت مـی تپد مـاندگـار نـیـست....

بـاید یـاد گـرفت ،

که قـدر بـعضی از لـحظـه ها را بـیشتـر دانـسـت....

بـاید یـاد گرفت ...

گـاهـی مـمـکن اسـت ،

آنـقـدر تـنـها شـوی کـه هـیـچ چـشمـی

اتـــفاقـی هـم تـو را نـبـیـند!
دیدگاه ها (۴۲)

امروز ...چرکنویس یکی از نامه های قدیمی راپیدا کردم ...کاغذش ...

هر آدمی توی زندگیش ...یک " تو " دارد ...که گاه گداری توی ذهن...

گاهی اوقات می ایستی ...بـه روزهـایت نگاه می کنی ...به اشکهای...

درمیان دستهای به ظاهر مهربان...اما عاری از مـــهـردرمیان قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط