گاهی اوقات می ایستی

گاهی اوقات می ایستی ...

بـه روزهـایت نگاه می کنی ...

به اشکهایـت ...

به رنج هایت ...

بــه دلشکستگی هایت ...

بــه فرار کردنِ اعتمادت ...

خوب نگاه می کنی ...

عمیق و با دقت ...

آرام نفس می کشی ...

بغض می کنی ...

با دلت حرف می زنی ...

عاقلانه حرف می زنی ...

دلت بغض می کند ...

عاقلانه می شنود ...

عاقلانه می پذیرد ...

راضی می شود ...

راضی می شوی ...

اما غمگینی ...

در می یابی ,

در زندگی روزهایی هست که ...

همه ی وجودت بغض شده ...

و همه ی قلبت با اشک بر گونه هایت می لغزد ...

این روزها , همان روزهاییست که ،

باید به اتفاق های خوب ...

به اتفاق های نابِ تکرار نشدنی بگویی :

آهای اتفاق های دلچسب ...

اتفاق های دوست داشتنی ...

شما را به خیر و ما را به سلامت ...

وبروی ...
دیدگاه ها (۲۸)

من در نوستالیژی هایم ...با تو زندگی می کنم ...تو در فکر ایند...

امروز ...چرکنویس یکی از نامه های قدیمی راپیدا کردم ...کاغذش ...

درمیان دستهای به ظاهر مهربان...اما عاری از مـــهـردرمیان قلب...

ﺁﺩمیزاد است ﺩﯾﮕﺮ ...ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ...ﻫﯽ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ا...

🍁🧡#پاییز‌بهاریست‌ک‌عاشق‌شده‌است🧡🍁از #خدا که پنهان نیست ،از ت...

چند پارتی جونگوون p۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط