{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم

ساقی می صافی به حریفان دگر ده

من درد کشم ذوق می ناب ندارم

وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست

غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم
دیدگاه ها (۷)

هم صحبت اغیاری و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

همخواب رقیبانی و من تاب ندارمبی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندار...

-آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احبابدارم گله ازخویش و ز احباب #و...

.نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شکستفصل گل دامن ساقی نتوان د...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

🌹ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی....🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط