{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم صحبت اغیاری و من تاب ندارم

هم صحبت اغیاری و من تاب ندارم
بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
دارم گله از خویش و ز احباب ندارم

ساقی می صافی به حریفان دگر ده
من دُردکشم ذوق می ناب ندارم

وحشی صفتم این همه اسباب الم هست
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم..؟🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

با سنگِ کنایه ها سرم را نشکنگلهای سپید باورم را نشکنجلدِ قفس...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

از تــــو می نویسم موهــــایم تشنــه لمس دستهای تو از من می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط