{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم صحبت اغیاری و من تاب ندارم

هم صحبت اغیاری و من تاب ندارم
بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود
درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب
دارم گله از خویش و ز احباب ندارم

ساقی می صافی به حریفان دگر ده
من دُردکشم ذوق می ناب ندارم

وحشی صفتم این همه اسباب الم هست
غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم..؟🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

عمریست بدهکار دل پر غم خویشم صد زخم جفا دیدم. مرهم خویشماز گ...

از دست تو ای بخت هزاران گله دارم با دلخوشی و خنده ی لب فاصله...

از دست تو ای بخت هزاران گله دارم با دلخوشی و خنده ی لب فاصله...

#دلنوشته از دست تو ای بخت هزاران گله دارم با دلخوشی وخنده ی ...

ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزار «---» من خود آزرده دلم با دل...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط