{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دست غم یار دلارام بماندم

در دست غم یار دلارام بماندم
هشیارترین مرغم و در دام بماندم

بردم ندب عشق ز خوبان جهان من
از دست دل ساده سرانجام بماندم

یک گام به کام دل خودکامه نهادم
سرگشته همه عمر در آن گام بماندم

آتش زدم اندر دل تا جمله بسوزد
دلسوخته شد آخر و من خام بماندم

بر بام طمع رفتم تا وصل ببینم
بشکست قضا پایم و بر بام بماندم

یاران همه رفتند ز ایام حوادث
افسوس که من در گو ایام بماندم


انوری
دیدگاه ها (۶)

دل باز به عاشقی درافکندمبرداد به باد عهد و سوگندمپیوست به عش...

اگر نقش رخت بر جان ندارمبه زلف کافرت ایمان ندارمز تو یک درد ...

ای برادر عشق سودایی خوشستدوزخ اندر عاشقی جایی خوشستدر بیابان...

ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارستبا عشق تو غم همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط