{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴

(عشق ممنوعه/🫠🙃❤️‍🩹🚫)


ته :جونم چیشده پسر؟😃

کوک انقدر گریه کرده بود صداش در نمیومد .....🫠


ته:بگو کوک داری نگرانم میکنی ......!🙃

کوک :ما ...ما ....
ما..... داریم برا....برای همیشه .....از ....از اینجا میر...میریم ته ....تروخدا من نمیخوام دیگه تو رو نبینم ...ترو خدا ...😭

ته :(بغض شدید)چی میگی؟ چرا؟🧐🥺

کوک:برای کار بابامم....به خدا ......نمیخوام تورو ترک کنم .....😭

ته:میدونم قندم فقط نمیدونم چیکار کنم...😭


کوک :ته ما تا ۵ ساعت دیگه حرکت می‌کنیم من نمی‌خوان برممممم....(گریهههههه) 😭😭



ته :(گریه) منم نمیخوام کوچو...کوچولوی ....منننن😭😭


کوک :چیکار کنیم 😢



ته :نِمیدو....آها ....!🤓


ته درو بست و رفت ....😕


کوک فکر کرد ته ولش کرد و بخاطر همین نشست جلوی در ته و گریه کرد .....😭


ولی ته درو باز کرد وَ.......😌


شرط این پارت 🫠۵ لایک ۵ کامنت ۲ بازنشر
دیدگاه ها (۹)

پارت ۵(عشق ممنوعه/🫠🙃❤️‍🩹🚫)ته رو دیدم که یه (کوله پشتی پاره ی...

ستایش

خاطره های ترسناکتون رو تعریف کنید.‌.

ساغر

dark love

پارت۲ فاصله تیغ تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط