{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم لب تو را که دل من تو بردهای

گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای
گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد

سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست
ما را غم تو برد به سودا تو را که برد

توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت
باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد

#عالیجناب_سعدے


دیدگاه ها (۱۴)

‌شاخه‌ی عشق را شکستمآن را در خاک دفن کردمو ديدم کهباغم گل‌ ک...

‌نامِ تو رانمی خواهند از بر کنمدر بر کشمسیم های خاردار امابا...

‌واژه آسمان شعر من استتنها برای سرودن نام تو آن گاه که نیست...

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید ...

دیدار جهان بی تو غم انگیز شد ، ای یار !انگار ، بهاری است که ...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط