#نفرتی_عاشقانه
#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟒
تهیونگ خنده ی ارومی کرد و جونگکوک رو روی تخت خوابوند و خودش روش خیمه زد.
با انگشتای شصتش اروم اشکاشو پاک کرد و بو.سه ی ارومی به هردو پلکش زد.
تهیونگ:دیگه بخاطر چیزای الکی مروارید هاتو حروم نکن، باشه( لبخند جدی)
جونگکوک:باشه
تهیونگ:افرین بیبیه مطیعم.(لبخند)
جونگکوک از اون کلمه ی بیبی خشکش زد، وات یعنی الان شده بود بیبی.
تا خواست حرفی بزنه ل.بای تهیونگ مانعش شد چون داشت خیلی نرم، اروم و رمانتیک از طرف تهیونگ بو.سیده میشد، لبخندی زد و دستاشو دور گردنش ته حلقه کرد.
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟒
تهیونگ خنده ی ارومی کرد و جونگکوک رو روی تخت خوابوند و خودش روش خیمه زد.
با انگشتای شصتش اروم اشکاشو پاک کرد و بو.سه ی ارومی به هردو پلکش زد.
تهیونگ:دیگه بخاطر چیزای الکی مروارید هاتو حروم نکن، باشه( لبخند جدی)
جونگکوک:باشه
تهیونگ:افرین بیبیه مطیعم.(لبخند)
جونگکوک از اون کلمه ی بیبی خشکش زد، وات یعنی الان شده بود بیبی.
تا خواست حرفی بزنه ل.بای تهیونگ مانعش شد چون داشت خیلی نرم، اروم و رمانتیک از طرف تهیونگ بو.سیده میشد، لبخندی زد و دستاشو دور گردنش ته حلقه کرد.
- ۶۵۹
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط