{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟒
.

جونگکوک وسایلو انداخت بغل ته و جلو جلو حرکت کرد.
تهیونگم خیلی مثل پسرای خوب بدون حرف رفت دنبالش کی مری و یونگ هو رو دید.

یونگ هو:پسرا جایی میرین.
جونگکوک:اره میریم خونه ی تهیونگ.
مری:چرا خونه تهیونگ
تهیونگ:شما امشب رو راحت باشید ما میریم.
یونگ هو:اها باشه مراقب باشید خداحافظ
مری:خداحافظ.
___

تهیونگ رمز در رو زد وارد خونه شد.
دیدگاه ها (۴)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟓جونگکوک چهار چشمی نگاهش رو رمز بود و و...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟖وقتی رسیدم پایین جونگکوک رو دیدم که ای...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟐جونگکوک رفت کنار برادر ناتنیش ایستاد. ...

فالوشه 🍓🦋https://wisgoon.com/asma-jk

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:52دم در امارت بودند تهیونگ کلید زنگ رو ف...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏جونگکوک:یااا تهیونگ این دیگه چیه دادی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط