شب بود که با پای پر از پینه دویدیم
شب بود که با پای پر از پینه دویدیم
چون ماه دویدیم و به صبحی نرسیدیم
فریاد کشیدیم تو را در گذر باد
از حنجره ای پاسخ آهی نشنیدیم
ما وخطراز راه چه خیزی و ستیزی
با این همه جز فرصت گامی نپریدیم
دیوار پر از پنجره اما همه تعطیل
دستی به عبث بر تن دیوار کشیدیم
چون ماه دویدیم و به صبحی نرسیدیم
فریاد کشیدیم تو را در گذر باد
از حنجره ای پاسخ آهی نشنیدیم
ما وخطراز راه چه خیزی و ستیزی
با این همه جز فرصت گامی نپریدیم
دیوار پر از پنجره اما همه تعطیل
دستی به عبث بر تن دیوار کشیدیم
- ۵۳۳
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط