{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بختِ نافرجام اگر با عاشقان یاری کند

بختِ نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
یارِ عاشق سوزِ ما ترکِ دلازاری کند
بر گذرگاهش فرو افتادم از بی طاقتی
اشکِ لرزان کی تواند خویشتن داری کند؟
چاره ساز اهلِ دل باشد میِ اندیشه سوز
کو قدح تا فارغم از رنجِ هوشیاری کند؟
دامِ صیاد از چمن دلخواه تر باشد مرا
من نه آن مرغم که فریاد از گرفتاری کند...
عشقِ روز افزون من از بی وفایی های اوست
می گریزم گر به من روزی وفاداری کند
دیدگاه ها (۳)

ترسم این است که در حق تو اهمال شودو کسی بر سر این حادثه، خوش...

بوی باران سرِ جالیز ، دلم تنگِ تو شدآسمان نم نمِ یکریز ، دلم...

خبرت هـست که دلتنگ نگاهت شـده امبی قـرار تـو و چشمـان خـمـار...

عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکییا چو بود اندر دلم کمتر فز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط