{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر داروکه علاج بوددرخانه داشتم

هر دارو که علاج بود در#خانه داشتم 
اما تنم در باد،به تماشای غزلهای آخر می رفت 
امروز را بی تو خفتم 
فردا که خاک را به باد بسپارند 
تو را یافته ام 
مگر تو نسیم ابر بودی
که تو را در باران گم کردم...
دیدگاه ها (۱)

غنچه با دل گرفته گفت:#زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خ...

#خانه دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثے کردرهگذر...

با لبخند،نشانی#خانه ی تو را می خواستمهمسایه ها می گفتند ساله...

بین#ما..،حادثه ی عشقـــ♥ ️به تکثیر نشست...

نمیدانی که داروی روحم تو هستی…نمیدانی که در غیبت ثانیه‌هایت،...

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

مثل تو..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط