{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ حواسش به شمعدانی ها بود،

مادربزرگ حواسش به شمعدانی ها بود،

گاه حتی همین که چرخی میزد

کنار حوض نگاهشان میکرد،

کافی بود برای قد کشیدنشان …

بعد ها فهمیدم عشق مراقبت میخواهد

چیزی مثل زمزمه اینکه حواست به من باشد...



#gandom_nini
دیدگاه ها (۱)

فکر میکنم به سی سال بعد...همان سن و سالی که پوست صورتم دیگر ...

بعضی ها !!!! آرامش مطلقند .........لبخندشان ،،،تلألو برق چشم...

دوستای خوب مثل فرشته ها هستنداونا تو رو راهنمایی می کنندوقتی...

و بالاخره روزیدر سال های دوراین را میفهمی که فرق بسیار بزرگی...

*مادربزرگحواسش به شمعدانی ها بودگاه حتیهمین که چرخی میزد کنا...

شاهدخت در تاریکی **part 4**یک هفته میگذره میا هنوز در اون عم...

𝔏𝔬𝔳𝔢𝔩𝔬𝔯𝔫²part:¹³«تهیونگ»داشت بم غر میزد که چرا بهش گفتم کسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط