{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق می دهد «او»که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق می دهد

برگهایم ریخت بر روی زمین؛ یعنی درخت
خود به مرگ خویشتن رای موافق می دهد

چشمهایت یک سوال تازه می پرسد ولی
چشمهایم پاسخت را مثل سابق می دهد زندگی توی قفس؟یا مرگ بیرون از قفس؟
دومی! چون اولی دارد مرا دق می دهد .
.
دیدگاه ها (۱)

زن: مانند قهوه است که اگر به آن اهمیت ندهی سرد می شود حتی در...

زندگی رویش یک حادثه نیست...زندگی رهگذر تجربه هاست...تکه ابری...

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش ...

نگرانم !برای روزهایی که می آیندتا از تو تاوان بگیرند و تو را...

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم تو ...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد داغ از نوعی که من دیدم تو...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد داغ از نوعی که من دیدم تو...

چشمهايت يک سوال تازه مى پرسد ولىچشمهايم پاسخت را مثل سابق مى...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط