{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد
داغ از نوعی که من دیدم تو را دق می دهد «او»که اخمت را گرفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق می دهد

برگهایم ریخت بر روی زمین؛ یعنی درخت
خود به مرگ خویشتن رای موافق می دهد

چشمهایت یک سوال تازه می پرسد ولی
چشمهایم پاسخت را مثل سابق می دهد زندگی توی قفس؟یا مرگ بیرون از قفس؟
دومی! چون اولی دارد مرا دق می دهد .
.
دیدگاه ها (۲)

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

*ﻛﻤﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﻮ ﻭ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺷﻜﻞ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﯾﺲﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻭﺻﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ...

.دلتنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کشیدم عاشق نشدی لنگ نبودی ...

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم تو ...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد داغ از نوعی که من دیدم تو...

سینه ام این روزها بوی شقایق می دهد داغ از نوعی که من دیدم تو...

چشمهايت يک سوال تازه مى پرسد ولىچشمهايم پاسخت را مثل سابق مى...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط