{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره مستقیم از سوریه آمد خواست فوری برویم به روستای

🔻خاطره - مستقیم از سوریه آمد‌، خواست فوری برویم به روستای پدری‌اش، پدرش را برد حمام و بعد شروع کرد به بوسیدنش/ گفت: همه‌ی خستگی‌ها از تنم بیرون رفت؛ زیارت دل‌چسبی بود.
دیدگاه ها (۵)

ذکر لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقارحضزت علی (ع) امام اول ...

♦️تو در خوبی و زیبایی چنان امروز یکتاییکه خورشید اَر به خود ...

میدونستین کلمه «لااله الا الله»جمله کاملیست که هنگام تلفظش ل...

🔴 سفره دار واقعی ماه مبارک رمضان🔵 فرموده‌اند بِیُمْنِهِ رُزِ...

با صدای در بیدار شدم دیدم اون خدمتکار نفره بود اَه رو مخ گفت...

رمان رابطه منو محراب (تک فصلی)در کلاب رو‌که باز کردم محر...

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط