{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد بود و بی حواس

سرد بود و بی حواس
بعدها فهمیدم
بوقِ اِشغال می‌زند
دوست داشتن‌اش ...
دیدگاه ها (۱)

هرچه گفتنی بود، گفتیم.هرچه شنیدنی، شنُفتیم.باقی‌اَش دیگربابو...

از هرجایی که افتادی...احتمالش هست که بتوانی بلند شوی!از هر ج...

تو مثل حاصل کار کمال الملک نقاشیولی من خط خطی هایِ کجِ یک آد...

تو گل ناز منی گر همه خار جگرند ...

زنده باد

زنده باد

آمدی…بی‌صدا،مثل رد پای باران روی خاکِ خشکِ دلم.نه گفتی، نه ن...

آشغال می‌ره و میاد

این روزها دلم...! یک کنج ساده و صمیمی می خواهد! یک ایوان... ...

زنده باد تمامِ نرسیدن‌هایی که بعدها فهمیدم خودِ «معجزه» بودن...

وقتی اون چیزی که نباید می‌فهمیدم رو فهمیدم:

فهمیدم چقد دوست دارم ؛وقتی چشام خیس بود

عاشقانه های شبنم

یار من آهنگر است زخم زبان می زندگاه به آب گاه به آتیش گاه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط