{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p37
پرش به فردا
ات ویو
از خواب بلند شدم بغل کوک بودم نگاه به صورتش کردم خیلی کیوت بود قفل دستاش رو باز کردم و از بغلش بیرون اومدم یه تکون ریزی خورد ولی باز گرفت خوابید بلند شدم رفتم دستشویی و درستو صورتمو شستم
رفتم پایین اجوما داشت صبحونه رو درست می‌کرد
ات:سلام اجوما
اجوما:سلام دخترم.....امممم دخترم
ات:بله اجوما
اجوما:من دخترم بچش تازه به دنیا اومده میخواستم ازتون مرخصی بگیرم که برم پیش دخترم
ات: اجوما حتما از طرف منم به دخترتون تبریک بگید
اجوما:ممنونم دخترم
ات:کی میرید
اجوما:یه ساعت دیگه
ات:بله بایکی از راننده ها برید
اجوما:نه دخترم ممنونم
ات:خواهش میکنم
کوک اومد پایین
کوک:اومممم سلام اجوما سلام ات
ات و اجوما:سلام
کوک:اجوما میخوای امروز بری
اجوما:بله پسرم
کوک:باش یونگی رو میگم شمارو ببره
اجوما:ممنونم پسرم بیاید صبحونه بخورید
ات و کوک:بله
پرش به بعد از صبحونه
ات و جونگکوک اجوما رو بدرقه کردن و کوک به یونگی سپرد که خیلی مواظب اجوما باشه
بعد از رفتن اجوما و یونگی
ات و کوک رفتن تو خونه
ات. کوک(عطسه)
کوک. جانم عشقم
ات. فکر کنم این دوران که سرفه کار میکردم عطسه ضعیف شدم عطسه سرما خوردم
کوک. خب بشین اینجا الان میریم دکتر عشقم
ات. اخه چیزه چجوری بگم
کوک. میدونم میترسی مامانت همچی رو بهم گفت
ات. خب بهتر
کوک. ولی دلیل نمیشه نبرمت تو مریضی من قول دادم مراقبت باشم و نذارم چیزی اذیتت بکنه و نمیذارم پس پاشو برو تو ماشین
(تو مطب)
دکتر. خانم کیم ات شما سرما خوردید برای روند بهتر به نظر من سرم بزنید باز خودتون میدونید
کوک. اوکیه بنویسید.
ات. جان؟(تو دلش)
بیرون از مطب
کوک. من برات بزنم یا بریم تزریقات؟
ات. مگه بلدی؟
کوک. اره خب انقدر اقای کیم برای درمانم زد یاد گرفتم چجوریه
ات. میشه تو بزنی از جای دیگه میترسم خیلی
کوک. باشه هانی
(داخل خونه)
ات.ویو
دیدم کوک جلوم نشسته خیلی خوشگل شده بود و داشت وسایل سرم رو اماده میکر. و منم جلوش لودم و غرق در نگاهش بودم اخه چرا یک نفر انقدر خوشگله؟ با حرف کوک به خودم اومدم
پایان ویو
کوک. عشقم اماده ای؟ نترس نمیذارم اذیت بشی
ات. باش
کوک. اون چیه پشتت (اشاره زد)
ات. کو؟
کوک. تموم شد
ات. چیزی پشتم نبود اِ کی سرم رو وصل کردی
کوک. وقتی حولست نبود حالا بخواب
کوک ویو
حواسش رو پرت کردم و سریع زدم براش و گفتم بخوابه بعد 09 دقیقه سرم رو در اوردم از دستش و بیدار شد و تا صبح گیم زدیم
کوک. ات
دیدگاه ها (۰)

p38ات. جانم کوک:بریم غذا درست کنیم ات:بریم ات و کوک رفتن تو ...

p39که یه دختر مست اومد سمت میزموندختره: اوففف چه جذابیکوک:خا...

p36پ.ب:دخترم یادت رفته که چه کاری باهات کرده ها تو بخاطر اون...

p35ات از پشت کوک اومد بیرون م.ا:ات خودتی؟ ات:اوهوم مامان ات ...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط