{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p39
که یه دختر مست اومد سمت میزمون
دختره: اوففف چه جذابی
کوک:خانم برو مزاح نشو
دختره:چرا قشنگه
کوک:من خودم زن دارم برو
دختره:اینه زنت
ات:بله مشکل داری؟
دختره:حیف تو نیست با این
کوک تفنگی که به کمرش بسته بود رو درآورد و روی سر دختره گذاشت
کوک:برو گمشو از جلو چشمم
دختره:خیلی خب حالا چرا خشونت
دختره رفت
ات:ایش دختره چندش
کوک:ولش کن
گارسون:سفارشتون رو آوردم
کوک :ممنونم
ات:میگم کوک من برم دستشویی
کوک:اوهوم باشه
ات ویو
رفتم دستشویی آرایش و لباس هامو مرتب کردم و دستام رو شستم
وقتی برگشتم کوک رو دیدم که رگ‌ گردنش زده بود رفتم طرفش
کوک ویو
وقتی ات رفت دستشویی یه دختر با لباس سیاه و ماسک اومد و یه پاکت گذاشت روی میز و رفت
پاکت رو باز کردم چندتا عکس بودن
عکسا ات بودن با یه پسر و یه فلش رو گذاشتم تو جیبم و عکسا رو گذاشتم تو جیب کتم ات اومد
ات:چرا انقدر اعصبانی کوکی؟
کوک:ساکت شو بیا بریم فقط
ات:چیشده؟
کوک:کری(داد)
چون صدای اهنگ بلند بود کسی صدا مون رو نشنید
کوک
دیدگاه ها (۰)

p40کوک دستم رو کشید و به سمت ماشین بردم ات:داری چیکار میکنی ...

p41ات:جونگکوک بدون اخرش پشیمون میشی کوک:هِری ات ویو با همون ...

p38ات. جانم کوک:بریم غذا درست کنیم ات:بریم ات و کوک رفتن تو ...

p37پرش به فردا ات ویو از خواب بلند شدم بغل کوک بودم نگاه به ...

part19 عشق پنهان《ویوی ات》وای دروغ گفتن چقدر سخته اههه 《از زب...

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط