{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اخه من کی تونستم دوری رو تحمل کنم جنابعالی قهر بودی نه من

𝒫𝒶𝓇𝓉 ②⑧





+ اخه من کی تونستم دوری رو تحمل کنم! جنابعالی قهر بودی نه من!
& خودت میدونی برای چی باهات قهر کردم.... بورام تو خیلی لجباز و عجولی... من نگرانتم.... تو تنها دارایی منی خواهر کوچولو!
+ هوسوکا من دیگه بزرگ شدم....
& اما تو برای من همون دختر کوچولویی هستی که وقتی عروسک هاش رو برمیداشتم کلی غر غر میکرد  ... ببین منو... خوشحالم که عاشق شدی اما بزار یه چیزی رو بهت بگم خانم کوچولو! آدمی که عاشق میشه با دیدن مانع از عشقش دست نمیکشه.... فکر کردی عاشق بودن آسونه؟
+ اوپا نکنه تو هم عاشق شدیییی؟؟؟؟؟ بالاخره دارم زن داداش دار میشم
& *خنده.... دیوونه من تا تو رو شوهر ندم ازدواج نمیکنم....
+ چیکار من داری پیرمرد.... هی داداش منو گول نزن... برق توی چشمات یه چیز دیگه میگه.. ولی..... فکر کنم بدونم عاشق کی شدی... و باید بگم که اونم دوستت داره....
& چی؟
+ هیچی.... من برم پایین جمعتون کنم بریم خونه چون اگه همین جوری پیش بره شب همینجا میخوابیم
& یاععععععععع بیا اینجا ببینم چی گفتی الان؟؟؟؟؟؟
+ بدو بدو رفتم پایین و داشتم نفس میگرفتم که دیدم یونگی غرق پرونده های روبه روش شده و کوک و وئول هم مشغولن.... جستی زدم و پرونده رو از زیر دست یونگی کشیدم
- روی پرونده تمرکز کرده بودم و داشتم حساب کتاب میکردم که یهو پرونده از زیر دستم کشیده شد ! با تعجب سرم رو  بلند کردم و با چهره شیطون بورام روبه رو شدم.... تو دوباره شروع کردی؟
$ *خنده.... دبیرستان هم که بودیم وقتی خودش درس نمیخوند دفتر و کتاب های ما رو قایم میکرد
+ نه که تو خیلی درس میخوندی متخصص
£ دروغ میگه مگه؟
+ نچ نچ دو روز دیگه خاله و دایی بشین جد و آبادام رو میارین جلوی چشم بچه ام...
$ بله دایی خوبی میشم برای فسقل دایی
+ حالا کی خواست بچه بیاره؟
- پرونده رو بده بورام
+ نوچ نمیدم
- تو که میدونی آخرش اون پرونده رو میگیرم پس چرا لج میکنی؟
+ عه؟ پس بیا بگیرش
- نیم خیز شدم که بورام چهار قدم رفت عقب.... لبخندی زدم و آستین لباسم رو تا کردم
$ به به آکوست دی اعظم وارد میشود.... بورام عسلم برات بستنی شکلاتی خیرات میکنم
+ چهره ریلکس و اون پوزخند رو زمانی میدیدیم که قصد داره طرف رو با خاک یکسان کنه.... عین خرگوشی بودم که میدونست قراره شکار بشه و بیتاب شکارچیه... با خیز دوباره که برداشت با سرعت جت از کنار جیهوپی که تازه اومده بود رد شدم
& ابلفضللللل... چی شد یهو
$ بورام پرونده رو از زیر دست یونگی کشید... اونم رفت بگیرش
& شروع شد
+ یونگی دونده خوبی بود....



شرطا
۱۵ تا لایک
۱۵ تا کامنت
۵ تا بازنشر
دیدگاه ها (۸)

آگوست دی اعظم وارد می شود😂😎ای قربون هاتیت بشم❣️🌼بچم رکه😎😂❣️

سلام خوشملااین برنامه امتحانی منه و باید حسابی بخونم این چند...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①⓪- با این حرف بورام سرم رو بالا اوردم و به در نگاه کرد...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①⑨برای همین از من خواست تو رو به یه کاری مشغول کنم تا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط