{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Our appointment is under the bed

🖤💬Our appointment is under the bed🖤💬
Part;2

ات:خب بهتر شد .
مامان و بابا توی اتاق شون خواب بودن .
داداشی و آبجی ام توی اتاقای خودشون بودن .
از پله ها بالا رفت و وارد اتاقش شد .
سکوت :.........
ات:هوف کاش از اوپا می خواستم بیاد پیشم .
رفتم روی تختم خوابیدم
دوباره بعد چند دقیقه با کیلیپسم بازی کردن یک هو از دستم شل شدو افتاد،زیر تخت .
ات :اَه لعنت .
آروم از روی تخت پایین اومد،تا کیلیپس و بر داره که نگاهش به دوتا چشم تیله ای براق مشکی افتاد.
خشک و مبهوت بهش زل زد اون زل زد
ات زل زد آخر ات به خودش اومد که جیغ
بکشه با دستی به زیر تخت ‌کشیده شد .
؟:هیشششش
ات:نبلسیساانبیسخبطتاتزیانز.
؟:

🖤:۲۲
💬:۱۱
دیدگاه ها (۱۲)

من هیچ کاپ یا رلی ندارم *_*ولی یه اونی دارم یه طوری ازم مواظ...

🖤💬Our appointment is under the bed🖤💬Part;3؟:چی می گی !!!!!(ب...

🖤💬Our appointment is under the bed🖤💬Part:1احساس کرد کسی داره...

جواب ناشناس ها😁🔪🖤🕸

عشق زندگی من +فیلیکس - هیونجین +شب بود داشتم برمیگشتم خونه ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 52ویو جیمین*حدود سه ساعت میشد که ات د...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟏ات با چشمای پر از اشک از بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط