{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p11

#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من
یک روز پیامی به ات میاد
+اگه نمیخوای تهیونگ جونت بمیره بیا بیرون
ات: سریع اومد بیرون و دید یک نفر از پشت تفنگ رو نشونه گرفته پس سریع دویید سمتش
ات: تهیونگااااا(داد)
ات اسمش رو صدا زد و و دوید سمت و جهت تهیونگ رو عوض کرد که صدای تیری همه رو به وجه اورد
ته: ات ات خواهشا چیزی بگو (گریه)
ات همینجوری که تو بغل ته بود گفت
ات: چیزیت نشد که (خون سرفه کرد)
ته: اتتتت (داد)
ته دید از سمت سینه ات داره خون میاد پس سریع براید بغلش کرد و برد سمت بیمارستان
ته؛: کمک کنید (داد)
پرستار: چیشده
ته: تیر خورده
پرستار: به دکتر بگید بیاد اتاق عمل
ات رو بردن اتاق عمل و ته رفت دنبال کسی که فکر میکرد میتونه مقصر باشه
ته: یونجی در و باز کنننن (اگه یونجی رو یادتون باشه اکسش بود)
یونجی: اوه اقای ته مشتاق دیدار با اون خوش میگذره؟
ته: تو اونکار رو کردی (عصبی)
یونجی: چیه نگرانشی؟ کاش نگران منم میشدی که خوبم یا نه
ته: من باهات چیکار کردم
یونجی: من عاشقت بودم ولی تو نبودی همونجور که زندگیم رو سیاه کردی زندگیتو سیاه میکنم کی... م ته... یونگ (تیکه تیکه و محکم)
ته: تو زندان خوش بگذره
یونجی: چییییی
پلیسا ربختن تو و یونجی رو گرفت
یونجی: شیبال سکیا میام بیرون میام پیدات میکنم با دوتا دستام هم تو هم اون زنیکه ی ب.....(جیغ جیغ)
(ته زد تو گوشش)
یونجی: کاش بجای اینکه برای من شاهزاده ی خشن میشدی مثل اون باهام مهربون میبودی(گریه)
ته سریع رفت بیمارستان و رفت سمت پرستار
ته: حالش چطوره
پرستار: دکتر میگن زود بهوش میاد و خطر جدی نبود چون زود اوردینش
ته: ممنونم میتونم برم پیشش
پرستار: بله
دیدگاه ها (۲)

ببخشید بده اولین ادیتمه یکجا قبلا دیده بودمش ولی چون الان پی...

p12

p10

p9

p28و به سمت حیاط رفتم کوک منو دید داشت به سمتم میومد که اون ...

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط