کجای این شب غریبمو کجای این کرانه ی کبود
کجای این شب غریبمو کجای این کرانه ی کبود
کجای این شبی که از ازل چراغ ماه قسمتش نبود
کجای این همیشه ابریم که آسمان نشان نمی دهد
به گریه می رسم ولی سکوت به گریه هم امان نمی دهد
کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا
از این خرابیم که می برد به خانه ای که نیست ای خدا
کسی نمانده پا به پای من مگر غمی که خانه زاد توست
اگر صدای سرمه ریز من که شعر سر به مهر یاد توست
تو پا به پای غربت منی ولی به من سفر نمی کنی
هزار ماه در تو روشن است شب مرا سحر نمی کنی
یکی دو روز مانده پشت سر هزارشب نشسته پیش رو
شب مرا سحر نکن ولی کجای این شبانه ام بگو
کجای این شبی که از ازل چراغ ماه قسمتش نبود
کجای این همیشه ابریم که آسمان نشان نمی دهد
به گریه می رسم ولی سکوت به گریه هم امان نمی دهد
کجای این شبم که می کشد هوای گریه ام به نا کجا
از این خرابیم که می برد به خانه ای که نیست ای خدا
کسی نمانده پا به پای من مگر غمی که خانه زاد توست
اگر صدای سرمه ریز من که شعر سر به مهر یاد توست
تو پا به پای غربت منی ولی به من سفر نمی کنی
هزار ماه در تو روشن است شب مرا سحر نمی کنی
یکی دو روز مانده پشت سر هزارشب نشسته پیش رو
شب مرا سحر نکن ولی کجای این شبانه ام بگو
- ۷.۵k
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط