{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام

باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام
هرلحظه غرق فاجعه یِ بی قراری ام

باتو دلم به وسعت خورشید روشن است
بی تو اسیر دغدغه های خماری ام

من عاشق توام ، تو عزیز دل منی
اینک بگو که توهم دوست داری ام

ای مهربانتر از همه ی هرچه دیده ام
از دست می روم تو بکن پاسداری ام

از آن زمان که روی تو را دید چشم من
دیگر ز هرچه غیر تو باشد فراری ام

ای ماه روی فاضله ، معشوقه ی منی
من با حضور مهرفزای تو جاری ام

دارم تو را شبیه نفس های زندگی
هرگز مخواه باتو نباشم قناری ام

هروقت می روم که رَوی از خیال من
می آای و به شوقِ وصالت میاری ام

اصل صواب زندگی ام با تو بودن است
وقتی که در درون وجودت بکاری ام

باتو همیشه خوشدلم و سبز شک نکن
باتو همیشه در هیجانی بهاری ام...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

شاهکاری به نام دروغ

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط