باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام

باران عشقمیّ و اگر خوش نباری ام
هرلحظه غرق فاجعه یِ بی قراری ام

باتو دلم به وسعت خورشید روشن است
بی تو اسیر دغدغه های خماری ام

من عاشق توام ، تو عزیز دل منی
اینک بگو که توهم دوست داری ام

ای مهربانتر از همه ی هرچه دیده ام
از دست می روم تو بکن پاسداری ام

از آن زمان که روی تو را دید چشم من
دیگر ز هرچه غیر تو باشد فراری ام

ای ماه روی فاضله ، معشوقه ی منی
من با حضور مهرفزای تو جاری ام

دارم تو را شبیه نفس های زندگی
هرگز مخواه باتو نباشم قناری ام

هروقت می روم که رَوی از خیال من
می آای و به شوقِ وصالت میاری ام

اصل صواب زندگی ام با تو بودن است
وقتی که در درون وجودت بکاری ام

باتو همیشه خوشدلم و سبز شک نکن
باتو همیشه در هیجانی بهاری ام...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

شاهکاری به نام دروغ

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮     ♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡        پارت...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط