ویو کوک

ویو کوک
عصبی رفتم تو اتاقم و درشو کوبیدم

ویو جیمین

رفتم سمت پری ها
- میتونید برید سر کار هاتون اون پری هایی که صدا ندارن و اذیت نکنید
که دیدم یکی از پری ها پاهاش کلا کبوده
داشت می‌رفت پامو آروم گذاشتم رو زنجیرش که بهم نگاه کرد
&ب..بله ارباب
=پاهات چیشده؟

&ا..ارباب ببخشید ارباب جئون گفتن ا..اگه کارم و درست و سریع انجام ندم تنبیه میشم ت..توروخدا پاتونو بردارید برم (بغض)

=جواب منو بده از کی تا حالا رو حرف اربابت حرف میزنی؟

&من...خب چند روز پیش ارباب عصبانی بود اول همینطوری شک..نجم کرد و بعدش از جاهای کبودم خون کشید(دستشو گذاشت رو صورتش و گریه کرد)

خیلی ناراحت شدم براش و دلم براش سوخت کلید و از جیبم برداشتم خم شدم پاشو باز کردم

=بیا اتاقم

&ا..ارباب

سوالی بهش نگاه کردم

& می‌دونم درخواست زیادیه ولی... هیچی
=بگو
با ذوق گفت
&

میشه آنقدر داخل کامنتام ننویسید عالی یا ازین تک کلمه ها؟من می‌خوام برام یکم تعریف کنید از اینکه از کجاش خوشتون اومد نظرتون راجب شخصیت‌ها چیه
دیدگاه ها (۸)

&م..می‌خوام اگه بشه یکم پنج مین برم تو حیاط پرواز کنم فقط یک...

ویو نینا بیدار شدم داخل اون آکواریوم لعنتی بودم رفتم بالا و ...

ویو کوک پری های تازه وارد که فهمیده بودن باید خودشونو ثابت ک...

یونتان یک سال از ستاره ای شدنت میگذره دلمون برات خیلی تنگ شد...

قاتل سادیسمی من 🍸پارت ۱۷:۰۰ صبحویو اتاز خواب بیدار شدم که سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط