{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه کردی با دل شوریده ام چون

تو چه کردی با دل شوریده ام چون
از جهان و زندگانی دل بریدم

هر کسی بر بام احساسم نشسته
من ز روی بام دل فورا پریدم

نقره داغ عشق گشتم آنچنان که
جامه ی احساس را از تن دریدم

بعد از این قلب من و دیوار و دشنه
چون به ناکامی و یاس و غم رسیدم

خود نفهمیدی چه کردی پس نگو نه
بی وفا مثل تو در دنیا ندیدم

بی گلایه می روم از سرنوشتت
گر چه از تو شکوه ها و ناله دیدم

حرف آخر اینکه با من بد نمودی
بعد تو تا اوج تنهایی رسیدم...
دیدگاه ها (۱)

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد!!!@اشک ریزانِ دعا، دست به ...

بتخانه نشین هستم ، از کعبه سخن دارم عیب است مسلمان را این کی...

ناگهان آیـینه حیران شد،گـمان کــردم تـــویی ماه پشـت ابر پنه...

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برمتا هجوم قاصدک در شهر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط