تو چه کردی با دل شوریده ام چون
تو چه کردی با دل شوریده ام چون
از جهان و زندگانی دل بریدم
هر کسی بر بام احساسم نشسته
من ز روی بام دل فورا پریدم
نقره داغ عشق گشتم آنچنان که
جامه ی احساس را از تن دریدم
بعد از این قلب من و دیوار و دشنه
چون به ناکامی و یاس و غم رسیدم
خود نفهمیدی چه کردی پس نگو نه
بی وفا مثل تو در دنیا ندیدم
بی گلایه می روم از سرنوشتت
گر چه از تو شکوه ها و ناله دیدم
حرف آخر اینکه با من بد نمودی
بعد تو تا اوج تنهایی رسیدم...
از جهان و زندگانی دل بریدم
هر کسی بر بام احساسم نشسته
من ز روی بام دل فورا پریدم
نقره داغ عشق گشتم آنچنان که
جامه ی احساس را از تن دریدم
بعد از این قلب من و دیوار و دشنه
چون به ناکامی و یاس و غم رسیدم
خود نفهمیدی چه کردی پس نگو نه
بی وفا مثل تو در دنیا ندیدم
بی گلایه می روم از سرنوشتت
گر چه از تو شکوه ها و ناله دیدم
حرف آخر اینکه با من بد نمودی
بعد تو تا اوج تنهایی رسیدم...
- ۱.۴k
- ۰۴ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط