{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


ای پنجره گشوده بر ویرانی
بانوی ترانه‌های سرگردانی
دور از تو دقیقه‌های من می‌گذرد
چون تیغ که بر گردن یک قربانی

👤 احسان_افشاری
دیدگاه ها (۳)

‌پشت همه‌ی درهادیوار کشیدند وهی سقف فروپاشید،هی پنجره سیمان ...

.آدم که دلش بگیرد،دردش رابه کدام پنجره بگویدکه دهانشپیش هر غ...

‌در میان رابطهافسوس‌ها جا مانده استآن زمانی که شنیدم،بعد من،...

‌کوچه عشق ...‌رسیدیم. رسیدیم دقیقا به همونجایی که سردی زمستو...

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویتتقابلِ بمبِ بیگانه و فساد...

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویتتقابلِ بمبِ بیگانه و فساد...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط