{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


یک دقیقه سکوت
به پاس اینکه
روزی چند بار
زیر گام های دلتنگی
لِه می شویم
می میریم
دوباره اما
به خودمان می آییم
با یک نگاه دور
که آن هم آنقدر دیر
که دیگر دنیا به ما نمی آید

ما می مانیم و
یک دقیقه نفس
یک دقیقه فقط

و بوسه ای
که هیچوقت از دهان نمی افتد
حتا از این فاصله
دیدگاه ها (۵)

عصرها ی جمعه عجیب هوس گرفتن عکسخانوادگی بسرم میزند "من و""جم...

تو عشق بودیاین را از بوی تن ات فهمیدمشاید هم خیلی دیر به تو ...

دستت را میگیرمچشمانت برق میزندسرم را روی شانه هایت میگذارمحو...

اصلا جمعه با خودش هم مشکل دارد...فرد نیست ...زوج نیست ...تلا...

میبخشی پارت ۲

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط