{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
وقتی هی باهاش بازی کنی و اذیتش کنی ولی اون عصبانی میشه و سرت داد میزنه تو هم ناراحت میشی ودیگه کاریش نمیکنی و نرمال باهاش رفتار میکنی

نامجون : ات ناراحت شدی؟
ات : ن چرا ناراحت بشم ( دروغه مثل چی ناراحته😂)
نامجون : ( ات رو بغل می‌کنه) و میگه : بیا فیلم ببینیم
ات: باشه ببینیم

جین: هوووووی خره ناراحت شدی الان
ات: اره
جین: ب چپم داشتی صورت هند سامم رو خراب میکردی
ات:🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀🤦‍♀

یونگی: ( بچه خابه)

هوسوک: عشقم ناراحتی؟
ات: ن نیستم( دروغه)
هوسوک : بیا بغلم ببینم( میره بغلش )
هوسوک : نظرت چیه عصر بریم بیرون
ات: واقعااااا( خر ذوق)
هوسوک: اره واقعا( بوسش می‌کنه)

جیمین : ات چرا مودت عوض شد.... چته چی شده
ات : هیچی نشده
جیمین : مطمئنی
ات: اره
جیمین: ( ات رو بغل می‌کنه و اونقدر میبوسه ک ات اعتراف می‌کنه ک چرا اینجوری شده )

تهیونگ: ات ناراحت شدی؟
ات: ن بابا چرا ناراحت شم مگ چی شده
تهیونگ: ن مثل اینکه ناراحتی
ات : گفتم ک هیچ‌یم نی
تهیونگ : ( بغلش می‌کنه و لباشو میبوسه و میگه : دیگه سرت داد نمیزنم)

کوک: ات.. اتتتت .. اتتتتت چتهههه
ات: هیچی بابا چمههه
کوک مطمئنی هیچیت نی؟؟
ات: اره
کوک : ببین یا سریع بگو چرا اینجوری شدی یا میام جوری بفاکت میدم ک نتونی تا یک ماه راه بری

ات : بیا برو باباااا
کوک : ک اینطووووور باشههههه خودت خواستی ( و بلههههههههه)
دیدگاه ها (۰)

سناریووقتی دکتر هستی ودستشو با چاقو بریده باید بخیه بخوره و ...

سناریووقتی ساعت ۱ ظهر هست و هوا خیلی گرمه و بهش میگی بیا بری...

سناریووقتی همینطوری ک نشسته با گوشیش ور میره تو بازوشو دندون...

سناریو وقتی میخوای کرم بریزی وخیلی جدی بهش زل میزنی و اونم ب...

ازدواج اجباری پارت ۱۰

◇سناریو◇وقتی وسط کار بودین که یهو پر*یود میشینامجون:ا.ت.... ...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط