{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
وقتی ساعت ۱ ظهر هست و هوا خیلی گرمه و بهش میگی بیا بریم آب بازی کنیم

نامجون : باشه عشقم بریم

جین: هوووووی هوا گرمه صورت هندسامم خراب میشه گمشو حموم حوصله ندارم بیام تو حیاط آب بازی
ات: 🤦‍♀ شوهر مردمو نگا شوهر منو نگا

یونگی: ات ناموصا حسش نی خودت برو من نمیام
ات: (بغض سگی)
یونگی: باشه بابا بریم

هوسوک: باشه سانشاینم بریییییم ( ذوق کرده)


جیمین: اووووو ات خانم شیطون شدی هااااا😈
ات : برو باباااا چون هوا گرمه دارم میگم بریم آب بازی

جیمین: باشه بریم ولی همون‌جوری ک من دارم ب حرفت گوش میدم توام باید ب حرفم گوش بدی باشه( لبخند شیطانی😈)

تهیونگ: اوممممم باشه بریم ولی....
ات : ولی چی ؟؟
تهیونگ: ولی بعدش باهات کاری میکنم نتونی راه بری ( لبخند شیطانی 😈)
ات: اصلا نمیخام برو نمیخام
تهیونگ : مگه دست خودته ( کشون کشون ات رو میبره تو حیاط و آب بازی میکنن)

کوک : خبببب عشقم نظرت چیه بعدش شیطونی کنیم ها(😈😉لبخند شیطانی)
ات : ول کن نخواستم
کوک : بی خود میکنی( ایشون راند چهارم هستن مزاحم نشید)
دیدگاه ها (۲)

در خواستی دوستان شرمنده اگر بدشدهسناریووقتی باهم دعوا کردید ...

ادامه سناریوته: اوووف اومروز ات بدجور اعصابمو خراب کرد ولی م...

سناریووقتی دکتر هستی ودستشو با چاقو بریده باید بخیه بخوره و ...

سناریووقتی هی باهاش بازی کنی و اذیتش کنی ولی اون عصبانی میشه...

PT/2 تهیونگ : خب پس باید یه چ...

« قلدر عاشق»« پارت هشتم »وقتی رسیدن مدرسه دیدن یونگی و جیمی...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط