{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این خاطرات،

این خاطرات،
تمام نمی شوند که دوباره شروع نشوند..
مادامی که هرکس،
درونِ خودش،
خیابانی برای قدم زدن دارد
بی اختیار در آن زمینگیر می شود
دیدگاه ها (۱۰)

مُشڪلات ادامہ دارہ...سَختیا ادامہ دارہ..گریه‌ها ادامہ دارہ.....

به جنگ که فکر میکنمزخمی می شوم.به کویر که فکر می کنمتَرَک بر...

مردم عوض شدنزمونه عوض شدهمیدونی؟ این روزهاوقتی با یه نفر دست...

گـــاهے وقتهـــا تـو زنــدگےمیــرسے بـہ یـہ جــایے ڪہ ...بـن...

در مشایه، عجیب‌ترین اتفاق همین است؛میان این همه آدم، هرکس تن...

خاطراتِ معلق در نور

سال‌هافکر می‌کردمآن روز،همه‌چیزتمام شد.حالاکه به همان نقطهبر...

شاید تمامِ غریبیِ آدماز جایی شروع می‌شودکه دیگر نمی‌دانددلتن...

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

تلخ‌ترین قسمتِ رفتنِ آدم‌ها، رفتنشان نیست؛این است که گاهی می...

گاهی چشم‌ها را روی یک رویا می‌بندیم،اما خاطره‌اش هر شب در دل...

♨️افسر سابق نیروی دریایی آمریکا: ترامپ راهی برای اعلام پیروز...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط