{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیست و نه

بیست و نه


عشق یا مرگ


پ.س..ا. باهاش بگزرونی اما اینو بدون اون همیشه به فکرته و اگه هم من میرفتم دنبالش و میاوردمش خونه اون خودشو می‌کشت بار ها و بارها هم بخاطر هوسوک سیع کرده بود
ا.ت ، خوشحالم که اومدم پیشتون
پ.ی.ا. منم همین تور دخترم
ا.ت ، پدربزرگ میشه داییم رو ببینم
پ.س.ا. البته کای
کای میاد تو
کای.بله سرورم
پ.س.ا.ا.ت روپیش شاهزاده ببر
کای ،چشم پرنسس لطفاً از این طرف
ا.ت ، ممنون از حضورتون مرخص میشم و میرن
کای ،پرنسس شاهزاده تو باغ هست میتونین اینجا ببینیدشون
ا.ت ،ممنون
کای ، وظیفم هست سرورم از حضورتون مرخص میشم
و کای می‌ره(دوستان کای اکسو تیستاااا)
ا.ت ویو
دیدم دایی داره تمرکز می‌کنه پس خیلی آروم رفتم جلوش نشستم و با اون وارد حالت خلسه شدم
جیمین ویو
بعد از حرف زدن با بابام رفتم تا توی طبیعت بلکه یکم فکرم باز شه یه چند ساعتی همین طور گذشت که یه نفر به من ملحق شد از اون تمرکز بالا فهمیدم کی بود و طاقت نیاوردم و از حالت خلسه اومدم بیرون که اونم همین کارو کرد
جیمین ، ا.ت و بغلش می‌کنه
ا.ت ،دایی جون دلم خیلی برات تنگ شده بود
جیمین ، من نتونستم بیام پیشت با پدر بزرگ حرف زدی
ا.ت ، اره حرف زدم خب اشتی کردیم قراره اینجا زندگی کنیم
جیمین ، این عالیه ....
دیدگاه ها (۱۳)

پارت سی عشق یا مرگجیمین ، ای عالیه ا.ت ، اره انگار قراره شب ...

پارت سی و یک عشق یا مرگکه دیدم هفتو نیم شد رفتم موهای بلندمو...

پارت بیستو هشتمعشق یا مرگپ.س.ا. من آرزوم بود به دنیا بیای ام...

پارت بیستو هفتم عشق یا مرگجانگ ، سرورم هیچ اثری از فرار نبود...

part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط