اربابکیم

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_10

رو خیمه زد و لب/اشو روی لب/ام گذاشت.

طوری م/ک میزد که طعم خون رو توی دهنم حس کردم.

نا/له های ریزی از لای لبام بیرون میومد.

هرچقدر مک میزد انگار سیر نمیشد نمیتونست دل بکنه.
از لب/ام دست کشید و نگاهش افتاد روی گردنم.

+ارباب لطفاً من نمیخوام دخترونگیمو ازدست بدم.

بی توجه به حرفم به سمت گردنم رفت ما/رک های خیلی دردناکی می‌ذاشت.
لاله گوشم رو توی ده/نش می‌گرفت و م/ک میزد.

از گردنم جدا شد و شروع کرد به درآوردن لباسام.
هر تیکه از لباسم توی یه گوشه اتاق افتاده بود.

ــ آماده ای؟

+نه لطفاً (گریه)

بدونم توجه به حرفم شروع کرد به

بقیش با ذهن پاک خودتون.....

+صبح با دلدرد شدیدی بیدار شدم

+آیی (گریه)

ــ چته سر صبحی

+درد دارم هق خیلی بدی.

ادامه دارد‌‌‌............♣️
دیدگاه ها (۰)

#ارباب_کیم♣️#پارت_11+بدون هیچ جوابی بلندم کرد و بردم توی حمو...

#ارباب_کیم♣️#پارت_12+بلهــ گشنته؟+آهومــ یه لقمه گرفت برای ا...

#ارباب_کیم 🖤#پارت_9 ــ نزدیک ا/ت شد و ا/ت رو بغل کرد و از ات...

#ارباب_کیم ♣️#پارت_8£الان بهتری+آره£خوبه+میتونم یه سوال بپرس...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۴بچه ها از الان بگم که این پارت اسماته ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط