#ارباب_کیم♣️

#ارباب_کیم♣️

#پارت_11

+بدون هیچ جوابی بلندم کرد و بردم توی حموم توی وان گذاشتم خودشم کنارم نشست بی صدا گریه میکردم و سرم پایین بود.

وقتی حموم تموم شد بدون هیچ حرفی منو بغلم کرد وروی تختش گذاشتم.

هنوز حوله دورم بود.
از کمدش یه هودی درآورد ودادبهم.

ــ اینو بپوش

+میشه روتو برگردونی

ــ من که همه جاتو دیدم

+لطفاً

ــ باشه

+هودی رو که پوشیدم خیلی برام بزرگ بود تاروی زانوم بود.
روی تخت نشستم و پاهامو بغل کردم.

ــ سرتو بردار

+برای چی؟

ــ می‌خوام موهاتو خشک کنم.

+خودم میتونم.

ــ روحرف من حرف نزن سرتو بیار بالا.

+چشم.
رفتارش خیلی عوض شده بود دیگه اون تهیونگ ترسناک عصبانی نبود خیلی آروم تر شده بود.

خشک کردن موهام تموم شد.
بدون حرفی از اتاق رفت بیرون.

۲۰مین بعد

+همینطور روی تخت نشسته بودم که تهیونگ بایه سینی غذا وارد اتاق شد.

ــ بهتری؟

+با منی؟

ــ غیر از منو تو کس دیگه اینجاست؟

+نه

ــ قرص میخوای بهت بدم؟

+اهوم.

ــ دلدردت بهتر شده ؟

+آره

ــ سرتو بیار بالا

ادامه دارد...............♣️
دیدگاه ها (۰)

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

فیک تهیونگ

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_45فصل نوزدهم | ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟒@لیام +ت تهیونگ@کیی بود +خ خب م @ی سیلی محکم بهش زدم ا...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

شرط نرسید ولی گذاشتمℙ𝕒𝕣𝕥 2 | دنیای انیمه«سئورا»نور خورشید مس...

زیبای کوچک فریبکار

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط