{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق دردناک

فیک عشق دردناک

part6
فکر کنم همین قدر از بدبختیم براتون گفتم کافی باشه
فهمیدن که چقدر زجر میکشم به طوری که میخوام عشقم رو زیر پا بزارم برم و برم پایین اون دونفر که درحال خوردن همین بکشم
اما میدونم که جونگ کوک قبلش منو میکشه
با صدای در به خودم امدم
از فکر بیرونم اورد با ترس به فرشته عذاب که تو این دوسال که تو چهار چوپ در ایستاده بود خیره شدم همونطور که انگار یه ادم کثیف باشم چندش، بهم نگاه انداخت هنوز نفرت تو چشماش حس میکنم که با صداش به خودم امدم
جونگ کوک: هعی احمق بدرد نخور برای دوساعتم که شده از این اتاق بیرون نیا نمیخوام صورت داغونت رو ببینم وینتر اذیت میشه
با ترس نگاهش کردم سرمو تکون دادم به نشونه تایید حرفش.
و بعدم رفت بیرون، وقتی رفت اشکام جاری شد چرا اینکارو میکنی جونگ کوک چرا؟ تو که خیلی خوب میدونی چقدر دوست دارم اه از این قلب لعنتی متنفرم قلبم با حرفاش درد میگیره کاش یک بار فقط فقط یکبار میفهمیدی که چقدر شکستم
از اونجایی که بهم اهمیتی نمیده بهتره برم پیش آیو و باهاش درد دل کنم تا حداقل اروم شم
بلند شدم به سمت کمد لباس هام قدم برداشتم
یه لباس انتخاب کردم و پوشیدم
از اتاق امدم بیرون چشمم به دو کفتر عاشق افتاد که جلوی تلوزیون نشسته بودن و باهم حرف های عاشقانه میزدن و میوه هم میزاشتن دهن هم ازشون چشم براشتم به سمت بیرون قدم برداشتم و رفتم توی حیاط، سوریون دیدم که مثل همیشه خوشتیپ کرده و کنار ماشین ایستاده بهش نزدیک شدم با احترام خم شد سمتم و گفت
سوریون: خانم جایی میخواین تشریف ببرید؟
لبخندی زدم و گفتم
ا. ت: سوریون میخوام برم پیش دوستم آیو میشه منو ببری
لبخندی بهم زد با احترام گفت
سوریون: البته
در رو برام باز کرد خواستم سوار بشم که صدای منو برگردوند اشنا بود وقتی برگشتم دیدم که اجوماست خیلی مهربون بود همیشه مراقب بود
اجوما: دخترم داری کجا میری
میدونستم وینتر یا جونگ کوک فرستادتش
برای همین گفتم
ا. ت: آجوما میرم پیش آیو نگران نباش زود برمیگردم
لبخندی بهم زد گفت
آجوما: باشه دخترم مواظب خودت باش خوش بگذره اونجا بهت
منم بهش لبخندی زدم
ا. ت: ممنونم
و بعد سوار ماشین شدم. سوریون هم راه افتاد
چطور بود ؟ لایک و کامنت فراموش نشه و یه سر به پیجم بزنید و نظرتون هم حتما بگید 🤍
دیدگاه ها (۱۲)

فیک عشق دردناک من part5ویو ا/تاون شب فکر میکردم همه قراره خ...

فیک عشق دردناک من part4آهوم: ا/تبا چشمای درشت براقش برگشت سم...

Part 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط