سرنوشت متصل

سرنوشت متصل
Part 5
ویو جؤن جونگ کوک
_امروز با همکار جدیدم آشنا شده بودم واقعا خوشگل بود خیلی منتظر فردا بودم که کم کم خوابم برد

ویو رونا
صبح با آلارم پاشدم دوش گرفتم و آماده شدم هانا هنوز خواب بود که یهو پریدم روش هیییی کصکشششششششششششش بیدار شووووو
~خدا لعنتتتت کنه رونا
خوابم میاد
اوم نمیخای اون پسرای خوشگل رو دید بزنی ینی
~یهو پریدم معلومه که اره سریع اماده شدم و با رونا رفتیم
داشتم مث خر میدویدم دیرم شده بود یهو جؤن جلوم سبز شد ترمز گرفتم ولی اون هانا کله خر خورد بهم و افتادم روش...
.....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده
https://wisgoon.com/xxvvc

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۹)

برای تاخیر معذرت میخوام💞🤗سرنوشت متصل P6ویو هاناهم من هم رونا...

سرنوشت متصل Part 7 سعی کردم اروم شم ولی دلشوره داشتم اروم...

Part4_خوشبختم من جؤن جونگ کوک هستم (دستشو به عنوان سلام دادن...

اسلاید دوم لباس رونا برای فرودگاه اسلاید سوم لباس هانا برای ...

دوست دختر اجاره ای

part 17"ویو جونگکوک"اجوما در جواب گفت:_ ببخشید، ولی من نمیتو...

#𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪 𝓟24ب.ت؛:بخواطر ا.ت زنگ زد-چیییی/داد/ب.ت:گفت که ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط