{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساده مگیر مرا ..

ساده مگیر مرا ..

دلم عاشق ، چشمم باران ، دهانم پُر از حرف هایی که هیچگاه نگفتمش

اما ، حالا بیا .. بیا و بشنو ، شاید مرا در آغوشت بگیری !

راهی ندارم جز سکوت ، من خودم باعث آشنایی بودم

احساس من ، توی هیچ کتاب قانونی نوشته نشده s
دیدگاه ها (۲)

نبـــــــــوده... . نیســــــت... . نخواهــــد بود... ....

زن ها می توانند در اوج در اوج دلتنگی لبخند بزنند .... آواز...

هر لحظه ای که به تو نزدیک میشوم ، انگار از آنچه که ثانیه ای ...

حرفامون نیاز به شاهد داشت ، شاید بدون هم نمیتونستیم خیلی حرف...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

فاصله یک لبخند تا جنون

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو رینا___هشت سالم بود...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۹ | «حقیقتِ نزدیک» 🖤صبح رو...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط