{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب اینترنتم قطع شد تا رفتم تو حال بابام با چوب افتاد به

دیشب اینترنتم قطع شد تا رفتم تو حال بابام با چوب افتاد به جونمو هی داد میزد دزد دزد!!!
یهو مادرم داد زد نزن نزن پسرمونه...

بابام تو چشاش اشک جمع شد گفت تویی پسرم؟
چقد بزرگ شدی!
دیدگاه ها (۶)

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

رمان عشق ممنوع

spanish girl:6 فصل دوم

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

Wedding night

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط