{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شادابی باغ زمردِ کودکی

من از شادابی باغ زمردِ کودکی
به راه افتاده بودم
آیینه‌ها انتظار تصویرم را می‌کشیدند
درها عبور غمناک مرا می‌جستند
و من می‌رفتم
می‌رفتم تا در پایانِ خودم فرو افتم ...
#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۳)

درد یعنی همین که یه وقتایی مجبوری توی پیچ و خمِ اجباریِ جاده...

AR-Lp 36

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

از هوش مصنوعی سوال کردم:اگر یک روز انسان می شدی در آن یک روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط