پارت عاشق روانی
پارت۸ عاشق روانی
ویو ات اینکارو بخاطر من انجام بده سوزی :باشه سوزی رفت سر کلاس
من و کوک موندیم توی دفتر ات: آقای جئون من نمیتونم این جوری بیام بیرون کوک: به من نگو آقای جئون
ات: من نمیتونم جور دیگه صدات کنم تو کی من هستی؟
کوک :من دوست پسرتم ات: نخیر آقای جئون من دوست پسر دارم
که یهو جلوی دهنم رو گرفتم وای نههههه این چی بود من گفتم
کوک: بعدا به حساب دوست پسرتم میرسم
ویو کوک
گفت دوست پسر داره اما این امکان نداشت حالا به حساب دوست پسرش میرسم( بچم مافیا هم هست😎😎) رفتم سمتش که یهو خون ازش ریخت داشت ازش خون میریخت که یهو از حال رفت سریع گرفتمش اون به قرص و پد احتیاج داره ولی لخته آها فهمیدم کتم رو دراوردم انداختم روش که سینه هاش معلوم نشه براید استایل بغلش کردم بردم تو ماشین روی پاهای خودم بود نمیدونم خونش کجاست بردمش خونه خودم بردم گذاشتمش توی وان حموم چون همه جاش خونی بود آبگرم و باز کردم خودمم ...
بنظرتون جانکوک می خواست چیکار کنه؟
ویو ات اینکارو بخاطر من انجام بده سوزی :باشه سوزی رفت سر کلاس
من و کوک موندیم توی دفتر ات: آقای جئون من نمیتونم این جوری بیام بیرون کوک: به من نگو آقای جئون
ات: من نمیتونم جور دیگه صدات کنم تو کی من هستی؟
کوک :من دوست پسرتم ات: نخیر آقای جئون من دوست پسر دارم
که یهو جلوی دهنم رو گرفتم وای نههههه این چی بود من گفتم
کوک: بعدا به حساب دوست پسرتم میرسم
ویو کوک
گفت دوست پسر داره اما این امکان نداشت حالا به حساب دوست پسرش میرسم( بچم مافیا هم هست😎😎) رفتم سمتش که یهو خون ازش ریخت داشت ازش خون میریخت که یهو از حال رفت سریع گرفتمش اون به قرص و پد احتیاج داره ولی لخته آها فهمیدم کتم رو دراوردم انداختم روش که سینه هاش معلوم نشه براید استایل بغلش کردم بردم تو ماشین روی پاهای خودم بود نمیدونم خونش کجاست بردمش خونه خودم بردم گذاشتمش توی وان حموم چون همه جاش خونی بود آبگرم و باز کردم خودمم ...
بنظرتون جانکوک می خواست چیکار کنه؟
- ۳.۳k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط